رهیافت گام به گام به کاربرد صلاحیت (کیفری) قضایی جهانی در کشورهای اروپای غربی

اولین شماره از این فصل نامه نگاهی دقیق و ژرف به مسأله ی نقض حقوق بشر از رهگذر سیاست گذاری‏های ایالات متحده امریکا در دوران زمام داری جورج بوش دارد. مقالاتی که در این دو شماره ارائه شده است عبارتند از: نقض حقوق بشر در زندان‏های پلچرخی و بگرام از پردیس کبریایی، زندان بگرام بدتر از گوانتانامو از فاروم پندار، جایگاه حقوق بشر و نقش ناتو در چارچوب «جنگ با ترور» از دیک مارتی و گوین سیمپسون، سیا، پروازهای انتقال فوق العاده، شکنجه و مسئولیت پذیری با مقدمه مانفرد نواک، عدالت و مسئولیت پذیری در اروپا: بحثی درباره راهبردها از ولفگانگ کالک، برنامه انتقال‏های فوق العاده و بازداشت مخفی: گذشته و آینده از مارگارت ستر توایت، بیش از پنجاه سال ضربات ناجوانمردانه گروه ضربت سازمان سیا از هرناندو کالوو اوسپینا، معنای حبس از نیکولاس فریز، تروریسم چیست؟ از جیوانا بورادوری و دو مصاحبه با یورگن‏هابرماس (فیلسوف آلمانی) و ژاک دریدا (فیلسوف الجزایری تبار فرانسوی) و در پایان رهیافت گام به گام به کاربرد صلاحیت (کیفری) قضایی جهانی در کشورهای اروپای غربی از یورگن شور.

مجموعه مقاله‏ها
زیر نظر گیسو جهانگیری و خلیل رستم خانی
طراحی و برگ آرایی: روح‏الامین امینی
گردآوری، ویرایش و انتشار: بنیاد آرمان‏شهر
چاپ اول: پاییز ۱۳۸۸
چاپ دوم: زمستان ۱۳۸۹
شماره گان : ۱۰۰۰

فهرست
پیشگفتار ۵
نقض حقوق بشر در زندانهای بَگرام و پل چرخی ۹
پردیس کبریایی (حقوقدان، مرکز حمایت از حقوق اساسی)
زندان بگرام بدتر از گوانتانامو ۲۱
فاروم پندار
جایگاه حقوق بشر و نقش ناتو در چارچوب «جنگ با ترور» ۲۵
دیکمارتی (سناتور سویسی و عضو شورایاروپا) و گوینسیمپسون (موسسهی پژوهش یکجهان)
سیا، پروازهای «انتقال فوق العاده»،شکنجه و مسئولیت پذیری ۳۱
مقدمه مانفرد نواک (گزارشگر سازمان ملل برای شکنجه)
عدالت و مسئولیت پذیری در اروپا ـ بحثی در بارهی راهبردها ۳۳
ولفگانگ کالک (دبیرکل مرکز اروپایی حقوق بشر و قانون اساسی)
برنامهی انتقالهای فوقالعاده و بازداشت مخفی: گذشته وآینده ۳۹
مارگارت سَتِرتوایت (مدیر مرکز حقوق بشر و عدالت جهانی، نیویورک)
بیش از پنجاه سال «ضربات ناجوانمردانه»گروه ضربت سازمان سیا ۴۳
هرناندو کالوو اوسپینا (روزنامهنگار کلمبیایی)
معنای حبس ۵۱
نیکولاس فریز
تروریسم چیست؟ ۵۷
جیوانا بورادوری (استاد فلسفه، نیویورک، و متخصص تروریسم)
مصاحبه با یورگن هابرماس(فیلسوف آلمانی) ۵۹
مصاحبه با ژاک دِریدا (فیلسوف الجزایریتبار فرانسوی) ۶۳

جایگاه حقوق بشر و نقش ناتو در چارچوب
«جنگ با ترور»
دیک مارتی، سناتور
Senator Dick Marty
دکتر در حقوق، سیاستمدار سویسی از حزب دمکراتیک آزاد، از سال ۱۹۹۵ عضو شورای ایالت-های سویس، از سال ۱۹۹۸ عضو مجمع پارلمانی شورای اروپا، دادستان سابق ایالتی
گوین سیمپسون (Gavin Simpson)، پژوهشگر ارشد موسسهی «پژوهش یک جهان» در نیویورک در زمینهی حقوق بشر و همکار سناتور مارتی در تهیهی گزارشهای مربوط به بازداشتها و انتقالهای مخفی به کمک کشورهای عضو شورای اروپا

بازداشتهای مخفی در کشورهای عضو شورای اروپا
الف) تضمین عملیات سرّی خارج از کشور سیا بر پایهی ناتو
• با صدور یک مجوز فوقالعاده برای عملیات پنهانی سیا از طریق فرمان ریاست جمهوری، دولت بوش نیمهی اول چارچوب لازم عملیاتی را در اختیار سیا قرار داد تا «جنگ جهانی علیه ترور» را هدایت کند.
• نیمهی دوم، یافتن امکان ترکیب عناصری از سیاستهای ملی امریکا با یک رهیافت بین المللی و بین دولتها بود.
• به گفتهی منابع ما، سیا نمیتوانست بدون اطلاع صریح متحدان امریکا، به ویژه متحدان اروپایی، به سادگی در عملیات پنهانی حساس برای برچیدن شبکههای تروریستی و کشتن، اسارت یا بازداشت اعضای آنها در خارج اقدام کند. برعکس، سیا برای تامین مجوزهای گسترده و حمایت مستحکم از متحدان خارجی و سازمانهای اطلاعاتی آنها به دولت امریکا اتکا کرد.
• نیاز به مجوزها از تاکید زیاد سیا بر عملیات شبهنظامی مرکز ضدتروریزمِ آن ناشی میشد. درنتیجه، دولت امریکا باید به جای اتکا به شبکههای موجود فعالیت سیا ظرف چند دههی قبل، خواستار امکان مشارکت خارجی بین دولتها به همراه اجزاء توسعهیافتهی نظامی میشد.
• یکی از مسئولان بالارتبهی سیا به ما گفت که مسئولان دولتی طوری وارد مذاکرات چندجانبه شدند که گویی «میخواهند مقامِ سیا را به یک اَبَرآژانس نظامی ـ غیرنظامی ارتقا دهند.»
• در مورد حفاظت، دولت امریکا بر بالاترین سطح امنیت جسمانی برای پرسنل خود و نیز پنهانکاری و حفاظت اطلاعات در طی عملیات سیا در کشورهای دیگر اصرار میورزید.
• سیاست اعلامشدهی دولت امریکا به عمد چارچوبی ایجاد کرده که به آن امکان پرهیز از هرگونه پاسخگویی را بدهد. به ما گفته شده که دولت امریکا کوشید فعالیتهای سیا و سازمانهای اطلاعاتی همکارش را از کنترلهای دمکراتیک متعارف در کشورهای محل عملیات «محافظت» کند.
• امریکاییها در تماس با متحدان بین المللی خود بر چندین حق ویژه اصرار ورزیدند: فقط مسئولان امریکایی همکاران خود را انتخاب کنند؛ فقط سیاستهای امریکا شرایط دقیق رابطه را تعریف کند؛ و فقط تفسیر امریکا از قانون جاری (از جمله این که آن قانون بهجا است یا خیر) بر فعالیتهای آن در خارج معتبر است.
• بر اساس تحقیقات من که منابع متعددی در بخشهای دولتی و اطلاعاتی چندین کشور تایید کردهاند، میتوان گفت که امکان فراهم کردن نیازهای اساسی عملیاتی سیا در سطح چندجانبه در چارچوب ناتو پرورش یافت.
ب) استناد به ماده ۵ پیمان آتلانتیک شمالی
• باید به یاد آورد که امریکا در زمانی بیسابقه در تاریخ به جامعهی بینالمللی روی آورد. [پس از ۱۱ سپتمبر ۲۰۰۱] احساسات جهانی در این اعتقاد تبلور یافت که باید از امریکا در کوششهای ضدتروریستیاش، از جمله به کارگیری نیروی نظامی، در سطح بین المللی قویا پشتیبانی کرد.
• این اعتقاد در درون ناتو قویتر از همهجا بود. در ۱۲ سپتمبر ۲۰۰۱، ناتو برای اولین بار در تاریخ ۵۲ سالهاش به اصل دفاع مشترک بر اساس مادهی ۵ پیمان آتلانتیک شمالی استناد کرد. در ابتدا این استناد موقت بود چون با یک عبارت شرطی شروع میشد:
«اگر مشخص شود که این حمله از خارج علیه امریکا انجام شده، به عنوان اقدامی زیر پوشش مادهی ۵ پیمان واشنگتن تلقی خواهد شد.»
• در هفتههای بعد، چندتن از مسئولان ارشد دولت بوش «چندین گزارش محرمانه به اعضای ناتو ارائه کردند که نشان میداد القاعده حملهها را تدارک دیده و به اجرا گذاشته است.» یکی از معاونان دبیرکل ناتو در آن زمان میگوید:
«من دو هفته پس از استناد ناتو به مادهی ۵ در جلسهی شورای آن حاضر بودم که معاون وزیردفاع پل ولفوویتز نظریهی پسا ۱۱ سپتامبرش را طرح کرد، به این معنا که محتوای ماموریت ائتلاف را تعیین میکند. به نظر من این یک اشتباه اساسی در بارهی ماهیت [ناتو] بود و اهمیت همبستگی استراتژیک را کم ارزش میکرد.»
• گزارشهای امریکا تاثیر دلخواه را گذاشت و منجر به برداشتن عبارتِ شرطی از اطلاعیهی اولیه شد. در ۲ اکتبر ۲۰۰۱، ناتو متفقالقول اظهار کرد که حملههای ۱۱ سپتمبر از خارج علیه امریکا انجام شده و بنابراین مادهی ۵ را فعال کرد.
• اقدامات مشترک در چارچوب یک مداخلهی نظامی در افغانستان مورد پیش بینی بود و آنطور که در یک تحقیق ذکر شده، «بسیاری از اعضای ناتو امیدوار بودند که در نتیجهی استناد به مادهی ۵، امریکا هر اقدام نظامی علیه القاعده را تحت پرچم ناتو انجام دهد.»
• در حقیقت، پشتیبانی ناتو نه پیامد حتمی استناد به مادهی ۵ بود، نه چیزی که دولت امریکا میخواست. یافتهی من در بارهی عملیات سرّی سیا در چارچوب ناتو دقیقا برهمین نکته استوار است.
• استناد به مادهی ۵ میتوانست پایهی انجام حملههای نظامی متعارف در عملیات مشترک ناتو باشد. به جای آن، به پایهئی تبدیل شد که امریکا بر مبنایش مجوزها و حمایتهای لازم برای اقدام سرّی سیا در «جنگ با ترور» را کسب کرد.
ج ـ مجوزهای ناتو برای عملیات امریکا در «جنگ با ترور»
• پس از جلسهی ناتو در ۴ اکتبر، دبیرکل آن لُرد رابرتسون اعلام کرد که متفقین به درخواست امریکا بر هشت اقدام توافق کردهاند:
• تقویت همکاری و شراکت در اطلاعات کسب شده، هم به صورت دوجانبه و هم در چارچوب ناتو در بارهی خطر تروریزم
• کمک به کشورهایی که در معرض تهدید بیشتر تروریستی قرار دارند
• تامین امنیت اضافی برای امریکا و دیگر متفقین در منطقهی ناتو
• جایگزین کردن امکانات متفقین در منطقهی مسئولیت ناتو
• اعطای بدون استثنای اجازه به هواپیماهای امریکا و دیگر متفقین برای پروازهای نظامی مربوط به عملیات ضدِ تروریزم در حریم هوایی
• تامین دسترسی به بندرها و فرودگاههای نظامی در منطقهی ناتو برای عملیات ضدتروریزم
• اعزام بخشهایی از نیروی هشدار سریع هوانیروز ناتو به شرق مدیترانه، در صورت درخواست
• اعزام بخشهایی از نیروی هشدار سریع هوانیروز ناتو برای حمایت از عملیات ضدتروریزم، در صورت درخواست
• اولین معیار فوقالعاده بودن این اقدامات ماهیت تکوینِ آنهاست. یکی از مسئولان ارشد سابق ناتو میگوید: «برخلاف بسیاری از سازمانهای بین المللی، مسئولیت نوشتن اسناد و قطعنامهها در ناتو به عهدهی کارکنان بینالمللی آن است.» با وجود این، همانطور که لُرد رابرتسون گفت: «این اقدامات به درخواست امریکا تصویب شد.»
• دوم و مهمتر از همه، این نکات به معنای موافقتنامهی انجام عملیات مشترک در دفاع از خود نیست. درست مثل کاری که رئیس جمهور بوش در ۱۷ سپتمبر انجام داد، متحدان ناتو نیز در ۴ اکتبر بدون یک متن کتبی به سیا اختیار دادند «جنگ با ترور» خود را پیش ببرد.
• مسئولان شورای اروپا چند بار کوشیدند یک نسخه از توافقنامهی ۴ اکتبر را از بخش خدماتحقوقیناتودریافتکنند. مشاور حقوقی ناتو، آقای بالدوین دو ویدتز توضیح داد:
«درخواست شما به یک سند رسمی که دولتهای عضو امضا کرده باشند مربوط نیست، بلکه به یک تصمیم داخلی مربوط است که دبیرخانهی بین المللی در یک برگ تصمیم مربوطه برای بازتاب تصمیمهای اتخاذ شده به وسیلهی شورا در آن تاریخ تنظیم کرده است.»
• اشاره روشن در اینجا به این معناست که سند عمومی بازتاب اقدامات مورد توافق متحدان ناتو نیست. نتیجهگیری من که منابع امریکایی من تایید کردهاند، این است که بخشهای دیگری در مجوز مورخ ۴ اکتبر ۲۰۰۱ ناتو وجود داشته که مخفی باقی مانده است.
• سیا از مجوزهای بدون استثنای پرواز و دسترسی به فرودگاههای نظامی برای انجام عملیات سرّی در سراسر حریم هوایی و سرزمین چندین کشورخارجی بهرهبرداری کرد.
• «پروازهای نظامی» در مقولهی «هواپیماهای دولتی» قرار میگیرند.
• «هواپیماهای دولتی» از همان مصونیتی برخوردارند که دولت امریکا سعی کرده بود برای هواپیماهای سیا دریافت کند: «مقامات خارجی نمیتوانند وارد آنها شوند، آنها را بگردند یا بازرسی کنند.» محدودیت معمول بر این هواپیماها این است که آنها «بدون اجازهی صریح کشور مربوطه، مجاز نیستند بر فراز یک کشور مستقل خارجی پرواز کنند.» اما با «مجوزهای بدون استثنای پرواز» در چارچوب ناتو از این محدودیت اجتناب شد.
• به همین ترتیب، امکان دسترسی به فرودگاههای نظامی برای عملیات ضدتروریزم، حق فرودآمدن در پایگاههای نظامی و فرودگاههای دو منظوره نظامی ـ غیرنظامی برای هواپیماهای سیا را در چارچوب ناتو فراهم آورد.
• این تذکر بهجا است که کشورهایی که با این مجوزها موافقت کردند بیش از کشورهای عضو ناتو و در مجموع ۴۰ کشور بودند. یک سال بعد دولت امریکا اعلام کرد: «تمام ۱۸ عضو ناتو و ۹ داوطلب عضویت حق بدون استثنای پرواز در حریم هوایی و دسترسی به بندرها و پایگاهها را فراهم کردند.»