jald

 

کتابی که در پیش رو دارید، مجموعه مقالاتی را در باره زنان، عدالت انتقالی، غرامت، مصالحه و امنیت در بر می گیرد. در جوامعی مانند افغانستان که چندین دهه پی در پی درگیر جنگ بوده و هست، زنان نه به عنوان نیروهای جنگی به رسمیت شناخته می-شوند و نه به عنوان قربانیان جنگی. در نتیجه لزوم گنجانیدن دیدگاه های جنسیتی در روندها و برنامه های عدالت انتقالی، مصالحه، پرداخت غرامت و تامین صلح و امنیت نادیده انگاشته می شود. یکی از دلایل بنیادین این امر ساختارها و مکانیزم های تبعیض آمیز است که درطول تاریخ در تمام جوامع وجود داشته و اتفاقا شرایط جنگی و دوران گذار نه تنها این ساختارها را از بین نمی برد بلکه آنها را تشدید می کند و تداوم می بخشد. در واقع برای بسیاری از زنان، «دوران صلح» در حقیقت به معنای «دوران جنگ» و تداوم آن است، چون با پایان درگیری مسلحانه، جنگ علیه زنان به شکل های دیگر ادامه می یابد: خشونت خانگی، قتل های ناموسی، خشونت جنسی و تجاوز، ازدواج اجباری و ازدواج زود هنگام، قاچاق دختران و زنان، ِ«خشونت اقتصادی و اجتماعی»… اما تنها مساله این است که این دوران در نبود درگیری

مسلحانه به عنوان دوران جنگ پذیرفته نمی شود.۱ یکی از اولین اولویت هایی که به تامین دیدگاه های جنسیتی در قالب راه کارهای عدالت انتقالی می انجامد مشارکت واقعی زنان در گفتگوها و روندهای صلح و حاضر شدن آنها بر سر میز گفتگو هاست تا اطمینان حاصل شود که دیدگاه آنان در فرایندهای آتی صلح و مصالحه در نظر گرفته می شود. از سوی دیگر بسیاری از راه کارهای عدالت انتقالی مثل پرداخت غرامت دارای این نقص هستند که نه تنها نگاه و نیاز جنسیتی را در مکانیزم های پرداخت غرامت مد نظر قرار نداده اند، بلکه با مسایٔل برخورد ریشه ای ندارند و همچنان به بازتولید و تداوم ساختارهای تبعیض آلود کمک می کنند. حتی بسیاری از زنان به علت ناآگاهی و فقر، در فرآیند عدالت انتقالی ـ صرف نظر از ماهیت و چگونگی رسیدگی به امر «غرامت و جبران خسارت» ـ حقوق اساسی خود را به عنوان غرامت و جبران خسارت مطالبه می نمایند در حالیکه برخورداری از این حقوق اساسی حق شهروندی آنهاست و علاوه بر آن باید به خاطر

قربانی بودن غرامت دریافت کنند. با کتاب حاضر تلاش بر این است تا دریچه ای تازه برای نگاه به مفاهیم و راه کارهای عدالت انتقالی از دیدگاه جنسیتی گشوده شود. نباید فراموش کرد که دستیابی به فرهنگ حقوق بشر و دموکراسی واقعی با نوع نگاه به وضعیت زنان و دختران یک سرزمین سنجیده می شود. تا زمانی که نیمی از جمعیت کشور به طور جدی و آگاهانه در روندهای صلح شرکت نداشته باشند، صلح واقعی و پایدار به دست نخواهد آمد. امید است که گروه ها و نهادهای فعال در زمینه عدالت انتقالی و حقوق بشر با گسترش بخشیدن به نگاه خود نسبت به صلح برای زنان به ویژه پس از پایان درگیری مسلحانه، دیدگاه های جنسیتی را در همه زمینه های فعالیت خود دخالت دهند و بیش از پیش نقش و حقوق زنان را به رسمیت بشناسند.