bbc_banner_simplified_page

سعید حقیقی : نویسنده و روزنامه‌نگار

برای شاعری که سالهاست در میان ما نیست، کسی که در جنگ‌های میان گروهی سال ۱۳۷۳ هجری خورشیدی در کابل رخ در نقاب خاک کرد، حالا به بهانه نشر مجموعه کامل شعرهایش چه می توان نوشت.

احسان طبری، نظریه پرداز و شاعر چپ‌گرای ایرانی زمانی در مرگ خسرو گلسروخی، شاعر دیگر چپ‌گرایی این کشور، مرثیه ای سرود و در مصراعی از این مرثیه این گونه از او یاد کرد: آن شعر آخرین که سرودی شهادت است.

حالا بیش از سی سال بعد از مرگ قهار عاصی، می توان همان مصراع طبری را در مورد او به کار برد؛ با این تفاوت که عاصی برای مرگش هیچ سخنرانی‌ای در دادگاه انجام نداده بود، آن گونه که خسرو گلسرخی انجام داد و به جوخه دار سپرده شد.

130530102410_qahar_aasi_224x280_._nocredit

عاصی شاعر نسلی بود که هنوز همگنانش در میان ما هستند و یاد و خاطره هایش را گرامی می دارند. زمانی بلینسکی منتقد معروف روسی در مورد پوشکین، پدر ادبیات مدرن روسی نوشت: آدم بهتر است خوش طالع به دنیا بیاید تا ثروت‌مند. شاید عاصی نیز از شاعران خوش طالع زمان معاصر افغانستان بود، که در زمان حیاتش، شاهد شهرت کم نظیری در قلمرو زبان فارسی بود.

او را به دلیل عصیان‌گری های انقلابی – شاعرانه اش در ایران و تاجکستان به اندازه کشور خودش ارج می نهادند و می نهند. عاصی شاعری بود که هم برای فرهخیتگان جذابیت هنرمندانه داشت و هم برای مردم ساده کوچه و بازار.

بخشی از این شهرت را در نوع شعر برهنه سیاسی عاصی باید جستجو کرد که بی مهابا در زمانی که حزب دموکراتیک خلق هنوز در قدرت سیاسی قرار داشت، از وضعیت کشور انتقاد می کرد و مجاهدین را قهرمانان حماسه ساز دورانش می خواند که برای آزادی مبارزه می کردند:

طوایف نسب آلوده‌ی معامله گر

به پای بوسی نمرود

تاج بنهادند

و ملت گل سوری

چریک زاد و مجاهد برای آزادی

شاید در آن سال ها کمتر شاعری جرات می کرد این گونه رک و راست از مجاهدین سخن بگوید و چپ‌روان را با نیشدارترین کنایه ها به باد انتقاد بگیرد:

بگو برای غلامان

گلوی نغمه سرایان ساز ابریشم

نه بازتاب ده خشم سرخ توفان است!

شکنجه شان بکنید

که تا مراد “پرولتاریا” پدید آید

به ماه جبیره معین کنید تا نرمد

و از خورشید خراج بستانید!

برای وسوسه “ودکا” بیاورید!

هورا!

هورا!

بخشی از محبوبیت شعرهای عاصی هم به همین فضای سیاسی حاکم بر تفکر او بر می گردد و بخشی دیگر و شاید مهم‌تر، به سروده های که او و یار همیشگی‌اش فرهاد دریا از آن‌ها آهنگ ساختند:

مهربانی سخت می خواند به چشمانت صنم

تازگی ها دارد این گل در گریبانت صنم

بر من نادیده و ناکرده کار عاشقی

از تو هر چیزی دل انگیز است، قربانت صنم

مجموعه‌های چاپ شده و چاپ نشده

عاصی در زمانی که هنوز می زیست موفق شد شش مجموعه شعرهایش را یکی پی دیگری منتشر کند. این شش مجموعه به ترتیب زمانی این ها اند: مقامه گل سوری، لالایی برای ملیمه، دیوان عاشقانه باغ، غزل من و غم من، تنها ولی همیشه و از جزیره خون.

زنده یاد عاصی در سال های پسین زندگی اش رساله منثوری هم به نام “آغاز یک پایان” منتشر کرد که عمدتا به برداشت های او از جنگ های میان گروهی آغاز دهه هفتاد خورشیدی تعلق دارد.

پس از آن مجموعه های دیگری از قهار عاصی به وسیله دوستان و علاقمندان او در داخل افغانستان و بیرون از آن منتشر شدند. این مجموعه ها به دلیل پراکندگی به زودی این گمان را تقویت کردند که شاید خود عاصی نمی خواسته این شعرها را منتشر کند. ولی کاری بود که بعضا از روی شتابزدگی و حس نزدیکی با شاعر انجام شده بود. مثل دینی که برخی ها فکر می کردند در برابر او به گردن دارند و به این صورت می توانند، آن را ادا کنند.

کاری متفاوت

حالا اما کلیات عاصی به سعی احمد معروف کبیری، از فرهنگیان هرات حله نشر بر تن کرده است. کلیاتی که به ظن قوی تمام آثار چاپ شده و چاپ نشده‌ای عاصی را در بر می گیرد.

آقای کبیری در آغاز این “کلیات” مقدمه طولانی هم نوشته است که به انگیزه و توضیح نوع کارش می پردازد. آقای کبیری پیش از این نیز مجموعه از شعرهای عاصی را به نام “شهر بی قهرمان” در سال ۱۳۸۸ در ایران منتشر کرده است.

تفاوت کار آقای کبیری نسبت به دیگر مجموعه های چاپ شده‌ای عاصی در این است که ضمن گردآوری همه آثار شاعر منهای آثار منثور، آن ها را به ترتیب سال نشر در کنار هم قرار داده و از آنچه که در چاپ های مختلف یک شعر چندین بار نشر شده جلوگیری کرده است.

معروف کبیری

آقای کبیری در مقدمه کلیات، به انگیزه و توضیح نوع کارش پرداخته

در ضمن او تلاش ورزیده که از شعرهای که بیشتر از یک نسخه با تفاوت های واژگانی وجود دارد، شعری را برگزیند که به نظر او نزدیکتر با حال و هوای شاعر می آمده است.

آقای کبیری اعتقاد دارد که بیشتر مجموعه های که پس از مرگ شاعر منتشر شده اند به نوعی در زمان حیات او از طرف خودش تدوین و آماده نشر شده بودند ولی مرگ نا به هنگام عاصی سبب شد که نسخه های پراکنده ای از آن ها به وسیله افراد مختلف منتشر شوند. نسخه های که بعضا بدون تصیحح شاعر به نشر رسیده اند.

به دو ویژگی دیگر “کلیات” نیز به گونه گذرا باید اشاره صورت گیرد. نخست این که بخشی از “کلیات” به دستنویس های شاعر تعلق دارد. دستنویس های که گمان می رود بیشتر آن ها پیش از این اقبال نشر نیافته بودند. ویژگی دوم اما این است که آقای کبیری در پایان “کلیات” ۱۱۳۴ صفحه‌ای عاصی پیوستی را نیز قرار داده که به توضیح برخی واژگان مورد استفاده شاعر اختصاص دارد. توضیح این واژگان کار خوانش را برای آنانی که با نوع گویش عاصی کمتر آشنایی دارند، ساده می سازد.

می‌توانست بهتر باشد

ولی با آن هم از چند عیب جدی “کلیات” نباید چشم پوشید. عیب نخست این است که اغلاط چاپی زیادی در آن به چشم می خورد؛ اغلاطی که به سادگی می شد در حروف خوانی رفع شود. عیب دوم، به نوع برگ‌آرایی آن مربوط می شود که با توجه به امکانات وسیع چاپ و نشر، آن هم در کشوری مثل ایران، می شد به صورت بهتری انجام شود.

سومین عیب “کلیات” عدم ارایه گاهشمار زندگی عاصی است که این روزها رسمی معمول در نشر کتاب های نویسندگان فقید به شمار می رود و آخرین عیب هم این می تواند باشد که در آخرین برگ های “کلیات” می شد مجموعه‌ای از تصاویر زنده یاد عاصی را قرار داد.

ولی با همه ای این کاستی ها، کار آقای کبیری در جای خود قابل تمجید و تحسین است، به ویژه برای نسل جوان افغانستان که کمتر با روح “عاصی” ” قهار” آشنا هستند.

شناسنامه:

نام کتاب : کلیات قهار عاصی (۱۳۳۵- ۱۳۷۳)

تدوین، مقابله و تصحیح: احمد معروف کبیری

برگ آرایی: انتشارات گوهر خراسان

طرح جلد: محمد جواد موسوی

انتشارات: بدخشان

چاپ: شمس

نوبت چاپ: اول

سال چاپ: ۱۳۹۲

تیراژ: ۱۰۰۰ نسخه