A+ A-

شهروند و دموکراسی

شصت سال تاریخ انگاری در افغانستان

تاریخ نمایانگر هستی بشریت است. تاریخ گذشته، حال و آینده‏ی زندگی آدمی را در بر می‏گیرد. تاریخ مکتب اندرز و پندی برای همه است. ولی در سرزمین ما برداشت از «تاریخ» و «تاریخ نگری» تا هنوز در ابتدایی ترین سطح قرار دارد. برداشت ما از تاریخ در حد تاریخ تقویمی ثبت وقایع و تحولات است. این چنین تاریخ به درد زندگی و آینده نخواهد خورد. تاریخ انگاری و تاریخ نگاری دو بحث متفاوت از هم‏اند. تاریخ انگاری ماهیت تاریخی تمام حوادث و تحولات را مطرح می‏کند. در حالی که در تاریخ نگاری چنین نیست. اما هنوز راه درازی برای رسیدن به آن است و نیازمند بحث‏های فلسفی و جامعه شناسیک در باره‏ی تاریخ هستیم و باید گروه‏ها و حلقه‏های گونه گون دست به دست هم دهند تا به آن رویکرد تاریخی وقایع را مورد بررسی قرار دهیم.

شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۱

نویسندگان بی مخاطب، مخاطبین بی نویسنده

نویسندگان همواره چیزهای را می‏بینند و روزنه‏های را نمایان می سازند که عوام‏الناس از دیدن آن‏ها ناتوان هستند. نویسندگان به‏ گونه‏های تعیین کنندگان شیوه‏ی تفکر، علایق و سلیقه‏های افراد یک جامعه هستند. آنسان که آزادگی، خرد باوری، فرزانه‏گی و رنج مردمان یک سرزمین را بر اساس داده‏های آثار نویسندگان آن سرزمین بر می‏تابانند. بنابراین، نویسندگان در هیچ جامعه‏ی تافته‏ی جدا بافته از جوامع نیستند و نمی‏توانند باشند. آنان همواره سردمدار تحولات، پیشرفت و ترقی یک سرزمین قرار گیرند. اما پرسش از نقش نویسندگان در برابر مخاطبین و رابطه‏ی مخاطبین با نویسندگان و رسالت نویسندگان در افغانستان روشن نیست.

شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۱

بازخوانی حافظه جمعی ما

حافظه‏ی جمعی بیانگر دردهای مشترک تاریخی مردمانی است که در یک مرز و بوم، رنج‏های مشترک را تجربه کرده اند و بار این دردها و رنج ها همواره بر آنان سنگینی می‏کند. حافظه‏ی جمعی به خاطر داشتن رنج آدمی و انسانیت پایمال شده به وسیله‏ی جانیان است. دولت‏های غیر دموکراتیک و خودکامه در جهان همیشه کوشیده‏اند که دردها و رنج‏های مردم را به فراموشی بسپارند و خاطرات مردم را در فضای غیر دموکراتیک با جبر پاک سازند. این کوششی بوده است که تاکنون هم در افغانستان به صورت مستقیم و غیر مستقیم ادامه دارد.

شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۱

بررسی یک دهه حضور بین‌‏‏المللی در افغانستان

اکنون بیش از ده سال از حضور نیروهای بین المللی در افغانستان می‏گذرد. شاید طرح این بحث بیشتر از هر زمان دیگر امروز مهم‏تر باشد. در طی بیشتر از یک دهه دست آورد افغانستان از حضور این نیروها چیست، آیا این نیروها به تعهدی که به افغانستان و جهان سپرده بودند، عمل کرده‏اند یا خیر، آیا این نیروها در نابود سازی تروریسم موفق شده‏اند، پس خروج این نیروها افغانستان به کدام سو خواهد رفت، جنگ یا ثبات؟ این‏ها برخی از پرسش‏های است که در این کتاب به آن پرداخته شده است.

شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۱

سید جمال‌الدین و نواندیشی دینی

نواندیشی دینی یکی از نحله‏های جدیدی است که گفته می‏شود با سید جمال الدین آغاز گردیده است. این نحله‏ی فکری در اکثر کشورهای اسلامی طرفداران و راه‏روانی پیدا کرد. در کشورهای چون مصر، ترکیه، ایران و پاکستان بیشتر مورد توجه نسل‏های جدید و پژوهشگران قرار گرفته است. در افغانستان نیز طرفدارانی دارد. اغلب احزاب و جریان‏های سیاسی اسلامگرایی که طی نیم قرن اخیر حضور یافته‏اند، راه‏روان این نحله‏ی فکری خود را معرفی کرده‏اند. اما گفتگو و بحث در باره‏ی نواندیشی دینی چندان سابقه‏ای ندارد. میراث این تفکر چیست، چه گونه آغاز شد و در نهایت به کجا رسیده و خواهد انجامید؟ پرسش‏های است که نیازمند پاسخ است. در این جزوه سعی شده است تا به آن‏ها پاسخ داده شود.

شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۱

از بی‏سوادی تا جنگ از جنگ تا بی‏سوادی

درست در روزگاری در افغانستان جنگ آغاز شد که مردم تازه به مسائل و تجارب جهانی آشنا شده بودند. هنوز آموزش و پرورش، سواد و دانشگاه‏ها در ابتدایی ترین وضعیت قرار داشتند که جنگ‏های چندین ساله آن را نیز نابود کرد. از جانب دیگر حکومت‏های خانوادگی، رزیم‏های خود کامه، نظام های سیاسی ناپایدار، حاکمیت ایدئولوژی‏های مطلق‏گرا و قرون وسطایی باعث گردید تا سواد و دانش در افغانستان پایدار نشود. طی ده سال اخیر فرصت‏ها، زمینه و زمانه برای این مهم آماده شد، اما دست آوردهای این دوره در برابر گذشته چیست، چرا رژیم‏های که در گذشته در کشور حاکم بوده‏اند نتوانستند و یا نخواستند علیه بی‏سوادی مبارزه کنند، آیا عامل اصلی صرف جنگ بود یا عوامل دیگر نیز در کنار آن بوده است؟ چه عوملی؟ این‏ها مسائلی است که در این کتاب به آن پرداخته شده است.

شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۱

از ساختار پارلمان تا نگاه انتقادی به کارنامه مجلس اول در افغانستان

مجلس دور پانزده هم افغانستان (مجلس اول دولت فعلی) یکی از دست آوردهای مهم در کنار دو قوه ی دیگر دولت پس از یک غیاب طولانی بوده است. مردم افغانستان پس از چند دهه فرصت یافتند تا دوباره نمایندگان خود را برای قانون گذاری، نمایندگی و نظارت بر کارکردهای حکومت تعیین کنند. اما آیا این مجلس توانست خواسته‏ها و توقعات مردم را برآورده سازد؟ آیا وظایف خود را موفقانه به انجام رسانده است؟ چه قدر مفیدیت داشته است؟… این‏ها موضوعاتی هستند که در این جزوه بدان‏ها به وسیله‏ی نمایندگان حکومت، دولت مردان و ناظران مورد بررسی قرار گرفته است.

شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۱

انتشارات آرمان شهر: مذاکره ملی با زنان: دادرسی یا عقب نشینی؟

زنان در دوران طالبان تمام حقوق و آزادی های مدنی و انسانی خود را از دست دادند. شدیدترین و سختگیرانه ترین قوانین کنترلی بر آنان اعمال شد و صحبت از حقوق زنان به خط قرمز حکومت تبدیل شد. اکنون که جامعه یک دهه بعد از حکومت طالبان را تجربه کرده و زنان به آزادی‏های مدنی و سیاسی وسیعتری نسبت به دوران پیش رسیده اند، صحبت ها از مذاکره با طالبان این نگرانی و وحشت را در میان زنان ایجاد کرده است که آیا با توجه به ضعف ساختارها و نهادهای دموکراتیک، بار دیگر حقوق زنان قربانی صلحی ناپایدار خواهد شد؟ آیا جامعه به زنان به عنوان نیمی از جمعیت کشور، توجه دارد؟

شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۱

جوانان و شورای ولایتی ـ شورای ولایتی چه می کند، مردم چه می خواهند؟

شورای ولایتی نیز یکی از عناصر تشکیل دهنده‏ی دولت است است و در موضوعات مربوط به توسعه، پیشرفت، انکشاف و سایر مسائل به نمایندگی از مردم به والی‏ها و سایر مسئوولین ولایات مشورت می‏دهد. برخی از این وکلا به نمایندگی از ولایات به مجلس بزرگان نیز راه می‏یابند و یکی از اجزای تشکیل دهنده‏ی مجلس بزرگان شوراهای ولایتی است. اما شورای ولایتی مشخصاً دارای چه وظایفی است، صلاحیت‏ها و مسئوولیت‏های آن چیست و مردم از آن چه انتظاری دارند؟ این‏ها پرسش‏های اند که در برخی از برنامه‏های آرمان شهر روی آن بحث صورت گرفته است.

شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۱

جای خالی اندیشه در تحصیلات عالی افغانستان معاصر: دلایل و راه حل‏ها

نظام آموزشی به ویژه در تحصیلات عالی هر کشور یکی از موضوعات سرنوشت سازی است که گذشته، حال و آینده‏ی تفکر، هنر، علم و مدیریت توسعه، صنعت، تجارت و پیشرفت و نوع نگاه کشورها به این موضوعات را نشان می‏دهد. دانشگاه‏ها یا تحصیلات عالی نشان‏ می‏دهنده‏ی وضعیت تفکر، هنر و علم در کشور چه گونه است؟ بدین اساس آرمان شهر کوشیده است این پرسش را با برخی از آگاهان و استادان دانشگاه در میان بگذارد. آیا جای برای تفکر، تفکر انتقادی، هنر و دانش در تحصیلات عالی افغانستان وجود دارد یا نه؟

شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۱