سونیا اقبال، رییس اجرایی پهنا گروپ و یکی از شرکای این دفتر است و همچنین ریاست حرکت مدنی افغانستان ۱۴۰۰ را نیز بعهده دارد. او لیسانس مطالعات صلح وسیاست بین المللی را در امریکا و فوق لیسانس رشته انکشافات سیاسی اقتصادی و اجتماعی بعد از جنگ را در انگلستان گرفته است. سونیا، رشد چشمگیر میزان تحصیلات در ده سال گذشته، آزادی بیان و زمینه مناسب برای رشد و فعالیت زنان را از دستاوردهای دوران جدید می داند و عدم مدیریت، عدم امنیت و اقتصاد وابسته را به عنوان چالش های جدی می داند. او تصویب قانون منع خشونت علیه زنان از سوی پارلمان کشور را مهمترین مطالبه زنان می داند و معتقد است که زنان باید در گفتگوهای صلح و همچنین در روند حکومت داری نقش داشته باشند.

27 - soniya eqbal

لطفا خودتان را معرفی کنید.
سونیا اقبال رییس اجرایی پهنا گروپ و یکی از شرکای این دفتر هستم و همچنین رییس حرکت مدنی افغانستان ۱۴۰۰٫ لیسانس مطالعات صلح و سیاست بین المللی را در امریکا و فوق لیسانس رشته انکشافات سیاسی اقتصادی و اجتماعی بعد از جنگ را در انگلستان گرفته ام.

خاطره ای دارید که در آن حقوق انسانی شخص شما نقض شده و در زندگی شما تاثیرگذار بوده است؟
خاطرات تلخ من مربوط به دوره سیاه جنگ است. می خواهم بگویم که جنگ چطور زندگی یک طفل را مختل می سازد. به یاد دارم روزهایی را که در مکتب بودیم و ناگهان صدای راکتهای بدون هدف می آمد و این حملات برای نیم ساعت ادامه داشت. تلاش معلمین و اداره مکتب برای جمع آوری شاگردان در یک محیط امن را هنوز از یاد نبرده ام و توصیه های مدیر مکتب مان را وقتی که حملات راکتی به اتمام می رسید که دوان دوان به سمت خانه بروید، هنوز در گوشم طنین می اندازد. مدیر مکتب، ما را به صورت گروههایی که دریک مسیر بودیم تنظیم میکرد و می گفت که به صورت پراکنده حرکت کنید که اگر راکت اصابت کرد همه با هم کشته نشوید و در راه با هیچ کس صحبت نکنید و به چیزی دست نزنید و فردای آن روز وقتی که ما به مکتب برمی گشتیم مدیر مکتبمان می فهمید که چند نفر از شاگردان زنده به خانه هایشان رسیده اند.
خاطره دیگر، کوچ اجباری ما به عنوان مهاجر به سمت پاکستان بود. سخت ترین تصمیم زندگی ما در فبروری ۱۹۹۴ بود که ما چهل روز متواتر در کارته پروان جنگ را شاهد بودیم. برق نداشتیم و برای گرم کردن خویش آنچه را که در خانه داشتیم، میسوزاندیم. آنقدر وضعیت بحرانی بود که حتی نمی توانستیم برای آوردن غذا به بیرون برویم.گاهی برای یک ساعت و یا نیم ساعت آتش بس بود و در این مدت کوتاه مردم برای تهیه مایحتاج خویش مخصوصا غذا بیرون میر فتند. خوشبختانه ان زمان در کنار خانه ما دکان کتاب فروشی بود که کتاب کرایه می داد. زمانی که برادرم برای خرید نان به بیرون می رفت برای همه ما ۱۵ جلد کتاب کرایه می گرفت تا دوره بعدی آتش بس، تا مطالعه کنیم و این وضعیت جنگی که باعث مهاجرت ما شده بود، سخت ترین تصمیم و تلخ ترین خاطره من بوده است.

چه چیزی در دوران جدید اعتماد شما را جلب کرده و شما آن را به عنوان یک نوآوری و ابتکار، مثبت ارزیابی می کنید.
در ۱۲ سال گذشته دستاوردهای مهمی داشتیم. در سال ۲۰۰۱ کمتر از یک میلیون شاگرد مکتب داشتیم و اکنون بیش از ۱۰ میلیون شاگرد داریم. عبور مردم از دوره سیاه گذشته، باور مردم را به آموختن علم کم کرده بود زیرا ما زمینه کار و تحصیل را نداشتیم. اما ایجاد فرصت ها، مردم را به این باور رسانده که اگرکسی درس بخواند می تواند به جایگاه خوبی برسد. دستاورد بعدی آزادی بیان است. وجود رسانه های متعدد باعث دسترسی مردم به اطلاعات دسته اول شده است. ایجاد فرصت برای حضور زنان و توانمندی زنان در جامعه نیز باعث امیدواری به تغییر اذهان نسل جدید از نقش سنتی زن به سوی زن مدرن شده است.

یکی از بهترین دستاوردهای این دوران (جدید) چه بوده است؟
دسترسی به تعلیم و تربیت مهمترین دستاورد این دوره محسوب می شود.

مهم ترین ترس امروز شما چیست؟
در ده سال گذشته، افغانستان از حمایت های سرشار مادی و معنوی از سوی جامعه بین المللی برخوردار بود و اکنون انتقال قدرت سیاسی و نظامی از جامعه بین المللی به افغانستان در یک زمان صورت می گیرد و ایجاد انتخابات شفاف مهمترین آزمون مردم افغانستان برای پذیرش دموکراسی است و این مدیریت بحران نگران کننده است.

سه چالش بزرگ پیش روی افغانستان چیست؟
چالش اول، عدم مدیریت صحیح در دولت است که شامل حکومت، پارلمان و قوه قضاییه است. گواه این مساله فساد اداری موجود هست که متاسفانه ما جزو کشورهایی هستیم که در این مورد در رده های بالا قرار داریم. چالش دوم عدم امنیت است. ما حتی در پایتخت با وجود نیروهای امنیتی داخلی و خارجی، شاهد انتحاری ها هستیم و برای بهبود وضعیت امنیتی و در روند صلح، نیروهای داخلی و خارجی متاسفانه ناکام شدند. چالش سوم اقتصاد وابسته است. ما زیر بناهای اقتصادی محکمی نداریم و ۸۰ درصد بودجه اقتصادی ما از کمک های خارج تامین می شود. طبق آمار بین المللی بعد از رفتن جامعه بین الملل و کم شدن کمک های خارجی ما بیشتر از ۴۰۰ الی ۵۰۰ هزار نفر بیکار خواهیم داشت. ما متاسفانه با درک این خطر هنوز برنامه ریزی برای رکود اقتصادی نداریم.

فکر می‏کنید جامعه افغانستان امروز اجازه خواهد داد که دوباره سناریوی بسته شدن مکاتب به روی دختران و عدم حضور اجتماعی زنان تکرار شود؟
نه، من فکر نمی کنم جامعه افغانستان این اجازه را بدهد چون ۶۰ درصد جمعیت افغانستان زیر ۲۵ سال هستند و این نسل جوان ثبات نسبی را تجربه کرده و دستاوردهای آن را عملا مشاهده کرده است. آنان نسلی توانا هستند و من در وجودشان احساس وطن پرستی را می بینیم و غرور یک افغانستانی را در چهره آنها، به وضوح می توان دید. این تجربه را ما در پیروزی تیم ملی فوتبال افغانستان عملا مشاهده کردیم.

یک خاطره که در آن حقوق بشری یکی از اعضای زن خانواده و یا آشنایان شما نقض شده، تعریف کنید؟
گاهی در تعریف خشونت باید دقیق تر باشیم. بعضی از رفتارها آن قدر در جامعه تکرار می شودکه این نقیصه، به عنوان نقض حقوق بشری دیده نمی شود. متاسفانه این خاطره مربوط به ماههای قبل می شود و یکی از نزدیکانم دختر با استعدادی داشت که در صنف یازدهم درس می خواند و در فامیلی که پدر و مادر هر دو تحصیل کرده هستند، روزی خبر شدم که این دختر نامزد شده و برایش تصمیم گرفته شده است. من احساس کردم که دختر باید ناراضی باشد اما با کمال تعجب دیدم که دختر این مساله را مشکل نمی داند و از خود مقاومتی نیز نشان نداده است. برای من بعد غم انگیز مساله ذهنیت نهفته در آن هست که در میان مردم تحصیل کرده هنوز این تحجر وجود دارد که برای شرکت زنان در عرصه های مختلف حد تعیین کننده باید باشد.

سه عامل بازدارنده در مقابل مشارکت زنان در عرصه های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی چیست؟
نداشتن امنیت کاری و محیط ناسالم کاری برای زنان یکی از عمده ترین عوامل بازدارنده زنان شمرده می شود. خیابان آزاری از بزرگترین مشکلات برای زنان است که باعث خودسانسوری زنان برای شرکت در عرصه های مختلف کاری می گردد. سیاست مقوله بعدی است که کاملا مردانه است و ما در معادلات سیاسی زنان را نمی بینیم. تنگ بودن عرصه سیاست برای زنان سیاسی نیز از این جمله عوامل هستند. نداشتن استقلال اقتصادی و اقتصاد ضعیف نسبت به مردانی که در عرصه های مختلف کار می کنند باعث می شود زنانی که توانمند هستند، نتوانند در این عرصه پیروز میدان گردند و شرکت کنند.

سه مطالبه عمده زنان به طور کلی چیست؟
تصویب قانون منع خشونت علیه زنان از سوی پارلمان کشور مهمترین مطالبه زنان باید باشد زیرا هنگامی که اطفالی مانند سحرگل مورد خشونت قرار می گیرد و از زن کارمندی تقاضای جنسی می شود و در انتها مجرمین به راحتی رها می گردند، چگونه زنان می توانند اعتماد بکنند که مرجعی برای رسیدگی به شکایات آنان وجود خواهد داشت؟ مساله دوم گفتگوهای صلح است که در این روند باید زنان سهم داشته باشند و باید مطمئن باشیم که دستاوردهای یک دهه گذشته حفظ می گردد و باید به صراحت در این روند از طرفین خواسته شود که تضمین حفظ دستاوردهای گذشته را در قسمت زنان بکنند. مطالبه سوم، اشتراک سیاسی زنان در روند حکومت داری است. متاسفانه نظام مردسالار هنوز به شایستگی زنان باور ندارد و اثبات زنان به عنوان فردی شایسته نیروی مضاعفی را میطلبد و زمینه کار کردن برای زنان بسیار کم است و زنان باید به عنوان قوه فشار این فرصت ها را برای خویش بگیرند و تلاش بکنند.

منابع و مراکز قابل اتکا در داخل افغانستان برای پیشبرد حقوق و مطالبات زنان کدامند؟
به نظر من چنین مرجعی نداریم که زنها مطمین باشند با تکیه بر آن بتوانند به مطالبات خویش برسند. فعالیت های نهادهای جامعه مدنی و کمیسیون مستقل حقوق بشر تا اندازه ای مفید بوده هست و به همین دلیل مشکلات زنان فعلا در جامعه دیده می شود اما این نهادها به نوعی در جامعه افغانستان مهر خارجی خورده است. محدودیت های وضع شده هم از سوی دولت و تفکر غلط از سوی مردم باعث ناکارا شدن این مراکز شده است و به نظر من باید سیستمهای دولتی به عنوان مراکز قابل اتکای زنان برنامه داشته باشند.

برای دختر خودتان چه آرزویی دارید؟
در مجموع آرزوی من برای دختران این است که دختران توانایی فکر کردن را پیدا کنند و به خود حق بدهند که فکر کنند. متاسفانه در نصاب تعلیمی مکتب و درخانه فعالیت هایی وجود ندارد که ذهن خلاق اطفال را تحریک کند و در نتیجه از اعتماد به نفس شان کاسته می شود. اگر دختران توانایی فکرکردن را بدست بیاورند و فکر مستقل داشته باشند می توانند در تصمیم گیری های خویش آزادتر و مطمئن تر و دقیق تر عمل کنند.

در حوزه خصوصی و یا عمومی یعنی فعالیتهای مدنی و حرفه ای خود برای رفع موانع ذکر شده من جمله تبعیض چه کرده اید و چه می کنید.
گرچه من در ابتدای راه قرار دارم و نمیتوانم ادعای زیادی داشته باشم؛ اما برنامه هایی دارم. بحث من بیشتر بر روی توانمندی زنان متمرکز است که در هر قسمت که کار می کنند باید توانمند باشند و دیدن زنان توانمند باعث تغییر اذهان مردم مخصوصا نسل جدید نسبت به زنان می شود. خودم قدم های بزرگتری برداشتم و به عنوان رییس یک حزب و رییس پهنا گروپ خواستم به مردان و جوانان، تصویر جدیدتری ارایه کنم و یکی از اهداف افغانستان ۱۴۰۰، ایجاد زمینه هایی برای زنان در تمامی عرصه ها مخصوصا در قسمت اشتراک سیاسی زنان و برابری جنسیتی در سیاست است.

«افغانستان به روایت دیگر» کمپینی است که به وسیله آرمان شهر OPEN ASIA و فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشرFIDH به مدت ۱۰۰ روز تا انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان جریان دارد. در این کمپین شخصیت های برجسته اجتماعی، سیاسی و فرهنگی با گفتگو در مورد جامعه ای که دربرگیرنده حقوق زنان و حقوق انسان باشد، صدای مترقی افغانستان را به گوش می‏رسانند.

«افغانستان به روایت دیگر» کمپینی است که به وسیله آرمان شهر OPEN ASIA و فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشرFIDH به مدت ۱۰۰ روز تا انتخابات ریاست جمهوری در افغانستان جریان دارد. در این کمپین شخصیت های برجسته اجتماعی، سیاسی و فرهنگی با گفتگو در مورد جامعه ای که دربرگیرنده حقوق زنان و حقوق انسان باشد، صدای مترقی افغانستان را به گوش می‏رسانند.

شما می توانید روزی یک مصاحبه از کمپاین «افغانستان به روایت دیگر» را در روزنامه ۸ صبح و انگلیسی آن را در وبسایت روزنامه هافینگتون پست (Huffington Post) بخوانید. همچنین این مصاحبه ها در وبسایت فدراسیون بین المللی جامعه های حقوق بشر (FIDH) نیز قابل دسترس است.
وبسایت فدراسیون بین المللی حقوق بشر:
www.fidh.org
وبسایت روزنامه هافینگتون پست: www.huffingtonpost.com/unveiling-afghanistan